سه روز در غدير

 

تبريک و تهنيت غدير و ولايت

 

«آري، شنيديم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت مي کنيم»

مردم  به دور پيامبر صلی الله علیه واله وسلم و اميرالمؤمنين علیه السلام  ازدحام کردند ،هر كس مي خواست كه در بيعت بر ديگري پيشي بگيرد،پيامبر صلی الله علیه واله وسلم  شادمان رو به مردم كرده و گفنتد:

 «به من تبريک بگوئيد! به من تهنيت بگوئيد! زيرا خداوند مرا به نبوّت و اهل بيتم را به امامت اختصاص داده است».

هيچ كس تا بحال اين جمله را از پيامبر صلی الله علیه واله وسلم  نشنيده بود، نه در فتح مكه و نه در پيروزي هاي مختلف ديگر،غدير بزرگترين فتح پيامبر بود.

منادي پيامبر صلی الله علیه واله وسلم دربين مردم گردش مي كرد و مي گفت:

 «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»

------------------------------------------------

بيعت مردان

 

پيامبر صلی الله علیه واله وسلم :«بدانيد که من با خدا بيعت کرده ام و علي با من بيعت کرده است، و من از جانب خداوند براي او از شما بيعت مي گيرم.»

دو خيمه به امرپيامبر صلی الله علیه واله وسلم برپاشد ،مراسم بيعت به طور رسمي آغاز گشت،پيامبر صلی الله علیه واله وسلم  در يك خيمه و اميرالمومنين علیه السلام  در خيمه اي ديگر جلوس كردند.

مردم گروه،گروه و دسته دسته به حضور پيامبر صلی الله علیه واله وسلم رسيدند، باحضرت بيعت كردند و اين مهم را تبريك گفتند.

 سپس در خيمه ي علی علیه السلام  حاضر شدند وبا آن حضرت دست بيعت دادند و بعنوان «اميرالمؤمنين» بر او سلام کردند، و اين مقام والا را تبريک گفتند.

برنامه ي بيعت تا سه روز ادامه داشت...

---------------------------

بيعت زنان

 

دستور پیامبر  صلی الله علیه واله وسلم بودکه زنان هم با آن حضرت بيعت کنند...

در خیمه علی  علیه السلام  پرده ای کشیده شد وظرف آبی در زیر آن قرار گرفت.

علی  علیه السلام  دستانشان را در ظرف آب گذاشتند...

زنان یکی پس از دیگری از پس پرده وارد خیمه شدند:سلام بر شما ای امیرالمومنین ،مبارک باد بر شما ولایت بر هر مرد و زن مومنی .

زنان دستانشان را در ظرف آب گذاشتند. اینگونه بیعت کردند.

خانم فاطمه زهرا(س) هم بودند،همچنین کليه ي همسران پيامبر و همینطور ام هاني خواهر اميرالمؤمنين  علیه السلام و فاطمه دختر حضرت حمزه و اسماء بنت عميس و...

 

---------------------------

عمامه «سحاب»

 

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم عمامه شان را که "سحاب" نام داشت بر سر امیرالمومنین  علیه السلام گذاشتند،انتهای آن را بر دوش آن حضرت انداختند و گفتند: «عمامه تاج عرب است».

اين رسم عرب بود که انجام می شد. عرب ،رياست شخص بزرگي را بر قومي اینگونه اعلام می کند. بر سر او عمامه مي بندد و اهميت كار آنجا است كه شخص بزرگي ،خود عمامه اش را بر سر شخص ديگري ببندد.

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  گفتند: «خداوند در روز بدر و حنين، مرا با ملائکه اي که چنين عمامه اي به سر داشتند ياري نمود».

تاج افتخار بود که بر سر اميرالمؤمنين  علیه السلام  می درخشید...

----------------------------

حضور جبرئيل در غدير

 

صورت زیبایی داشت،بوی بهشت را می داد، کنار مردم ايستاده بود و مي گفت:

«بخدا قسم، هرگز روزي مانند امروز نديدم. چقدر درکار پسر عمويش تاکید کرد، براي او پيماني بست که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمي زند. واي بر کسي که پيمان او را بشکند. »

یکی(عمر) به پيامبر  صلی الله علیه واله وسلم گفتند: شنيدي اين مرد چه گفت؟! حضرت گفتند: آيا او را شناختي؟ گفت: نه. پيامبر  صلی الله علیه واله وسلم گفتند:

او روح الأمين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشکني، که اگر چنين کني خدا و رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود!

شیاطین در غدیر

آتش از سرش زبانه می کشید. عصبانی بود و نا امید.دوستانش را جمع کرد و همگی با هم پیش رئیسشان رفتند و گفتند:

«این امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهی محفوظ شدند، دیگر نه ما و نه تو بر آنها راهی نداریم،چرا که امام و پناه بعد از پیامبرشان را شناختند.»

ابلیس اخم هایش را در هم کشید،سکوت کرد و رفت.

70 روز بعد...

سقیفه ...،شکستن بیعت...،ابلیس خوشحال بود.شیاطین مقابلش سجده کردند،گفتند:«ای بزرگ ما!تو بودی که آدم را از بهشت بیرون کردی!»

ابلیس با صدای بلند خندید و با غرور گفت:«شما گمان می کنید من بر اینان سلطه ندارم؟!!چگونه دیدید مرا هنگامی که کاری کردم تا امر خدا و پیامبر را درباره ی اطاعت علی بن ابیطالب کنار بگذارند؟!!...»

----------------------------

معجزه الهي در غدير

 

عصبانی بود،خشم از چهره اش می بارید.اسلام آورده بود،به پیامبری حضرت اقرار کرده بود،نمار می خواند،زکات می داد و... والان هم به حج آمده بود.

اما این مساله را نمی توانست قبول کند،علی  علیه السلام  و جانشینی پیامبر؟؟

با 12 نفراز دوستانش آمده بود.به نزد پیامبر که رسیدند گفت:آیا  این ولایت که امروز اعلام کردی از جانب خدا بود؟

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  گفتند: «خداوند به من وحي کرده است، و من اعلان کننده ي پيام خدا هستم، و بدون اجازه ي او خبري را اعلان نمي کنم».

«حارث فهری» دست هایش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: «خدايا، اگر آنچه محمد مي گويد حق و از جانب توست، سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذابي دردناک بر ما بفرست».

سنگي از آسمان فرو افتاد ،بر مغزش وارد شد ودر دم او را هلاک کرد.

 120000 چشم تکرار ماجرای اصحاب فیل را دیدند.

آيه نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ...»

خدا نیز پای سند غدیر را امضاء کرد... 

 ------------------------------------

پايان مراسم غدير

 

به "ایام الولایه" معروف شد،مراسم سه روزه ی غدیر را با این نام می شناختند.

خبر «واقعه ي غدير» در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و به گوش همگان رسيد و بدون شک توسط مسافران و ساربانان و بازرگانان تا اقصي نقاط عالم آن روز يعني ايران و روم و چين پخش شد و غير مسلمانان هم از آن با اطلاع شدند.

خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد.

اميرالمؤمنين گفتند:

پيامبر در روز غدير براي احدي عذري و براي کسي سخني باقي نگذاشت.

-------------------------------

رساندن پیام

 

«این سخن من را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند»

120000 گوش این امر پیامبر را شنیده بودند.حالا یاید برای بچه هایشان تعریف می کردند و بچه های آنها هم برای بچه هاشون.این خطبه باید سینه به سینه و نسل به نسل منتقل میشد...

عده ی زیادی ،خطابه ی غدیر یا قسمتی از آن را حفظ کردند،در انتقالش کوشیدند و برای نسل های آینده به یادگار گذاشتند.

هیچ کس نتوانست مانع نشر این خبر مهم بشود،چون خطابه غدیر از جنس عشق بود و عشق را طاقت هیچ بندی نیست.

نقل این حدیث به تواتر رسید ،آنقدر که جای هیچ شکی برای کسی باقی نگذاشت،نه در سندش، نه در راویانش و نه در متن خطبه...